خطر واقعی کجاست؟
اگرچه روایت حمله ی وحشیانه ی عده ای اراذل و اوباش به خانه ی مهدی کروبی که لباس تدین و دفاع از اصول بر تن کرده اند، در جای خود قابل تامل و تاسف است اما آنچه تاسف برانگیز تر و نگران کننده تر است فرهنگ فکری حاکم بر قشری از این مملکت است که نه تنها تحمل منتقد را ندارند بلکه صاحب بنیادگرایانه ترین افکار متحجرانه نیز هستند.تفکری که اگر بیش از این میدان بیابند ایران را تبدیل به میدان ماجراجویی های خود می کنند و ابایی ندارد گوی رقابت حرکت های تروریستی را از تند روهای پاکستان، افغانستان، عراق و ... برباید.متاسفانه این قشر در طول تاریخ ایران نقش آفرین بوده اند. از شعبان بی مخ ها بگیرید تا عده ای از به اصطلاح حزب الهی های امروز که نه تنها جریان تاریخ را تغییر داده اند بلکه همیشه عده ای را نیز همراه خود کرده اند. آنچه برای من بیش از هر چیز دغدغه برانگیز بوده همین جماعت تماشاگر هورا کش و گاه موثری است که به خاطر آموزه ها و یا ناآموزه های فکری و دینی مجد گوی این قمه بدستان نان به نرخ روز خور می شوند. جماعتی که گاه چنان صلب می اندیشند که چه بسا تجاوز و اهانت به یک دختر بی گناه را برای دفاع از کیان تفکری تو خالی مباح بدانند. امروز میدان بیش از هر زمانی شاهد یکه تازی این قشر مصون از هر پیگردی است که خوب بلدند داد و بیداد کنند و هوچی وار به قلب واقعیت پرداخته و با شعارهای پوپولیستی عده ای نا آگاه را همراه خود کنند.آنچه امروز در قائله ی حمله به خانه ی مهدی کروبی برای چندمین بار چهره ی کریه خود را به نمایش گذاشت در ذهن خاطره بازان بدعتی نوساز نیست. بی شک در آینده از اندیشه ای که روزی آیاتی چون شریعتمداری و منتظری را نشانه گرفت و روزی دیگر شخصیت های سیاسی و اجتماعی را مورد هجوه های نامردانه ی خود قرار داد، بیش از پیش خواهیم شنید. حلقه ی محارم هر روز تنگ تر از پیش می شود و دایره ی این برخوردها بسیاری دیگر را در بر خواهد گرفت. حتی آنانی که امروز بی محابا به حمایت از این ربات های بی منطق انسانی می پردازند.
اگر قرار است روزی به مقابله ی واقعی با شعبان بی مخ ها بپردازیم نباید به دنبال اسم ها و عنوان ها باشیم. می بایست به جنگ تفکری رفت که این جریانات از دل آن می رویند. باید فکری جدی کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۱۴ ساعت توسط رضا سالیانی
|