در قسمت نظرات مطلب قبلی یکی از دوستان ضمن انتقاد از مواضع مهندس اولیا، چرایی شرکت در انتخابات و رای به چنین کاندیدایی را جویا شده بودند. فرصت را غنیمت می شمارم و دلایل خودم را بیان می کنم.
۱- یکی از مهمترین معیارهای انتخاب یک کاندیدا تخصص و توانمندی وی در عرصه ای است که باید در آن حضور داشته باشد. از مجموع کاندیداهای حاضر که مجال حضور در این دوره را یافته اند، به نظرم مهندس اولیا چند قدم از دیگران پیش است. بنا به یکی از اصول اساسی اصلاح طلبان، شایسته سالاری از ملزومات پیشرفت کشور است که رئیس سابق سازمان مدیریت تا حد قابل قبولی از آن بهرهمند است.
۲- وفاداری به اندیشه های اصلاح طلبی یکی از مواردی بود که در زمان تصمیم گیری برای حمایت از مهندس اولیا دغدغه ی جدی بنده و دوستانم بود. بطوریکه علیرغم نوشته ی سیدمحمدخاتمی در حمایت از ایشان در چندین جلسه موضوع حمایت از وی مورد کند و کاو قرار گرفت. حتی در جلسه ای با حضور خود ایشان بحث های چالشی تند و تیزی رد و بدل شد. در آن جلسه مهندس اولیا توانست حداقل انتظارات و توقعات دوستان بنده را پاسخ مثبت بدهد و به همین دلیل اعضای ائتلاف پذیرفتند از ایشان حمایت کنند. در بررسی کارنامه ی هر فرد نباید یک مدت کوتاه و یا یک عملکرد خاص را بنای قضاوت کلی قرار داد. برآیند سالها سابقه ی مدیریتی مهندس اولیا اتصال بی چون و چرای وی را به جریان اصلاح طلبی تایید می کند. بعد سیاسی اولیا بسیار کمرنگ تر از سایر مزیت های اولیاست. پس نباید انتظاراتمان غیر واقعی باشد. البته به نظرم اتفاقاتی که در جریان بررسی صلاحیت ایشان رخ داد به ظهور لایه های پنهان سیاسی اولیا کمک خواهد کرد. ضمن اینکه کسانیکه در این چند روز با وی در ارتباط نزدیک هستند بر این نکته اذعان دارند. در مورد صحبتشان در جمع دانشجویان، موضوع را تکذیب کرده اند البته احتمال اشتباه لفظی نیز وجود دارد.
۳- حمایت خاتمی از اولیا نکته ای نبود که اصلاح طلبان یزدی به آسانی از آن گذر کنند. به همین خاطر بود که ائتلاف با وجود تردیدهای جدی در امکان کسب پیروزی توسط اولیا - بدلیل عدم آمادگی ناشی از تایید صلاحیت در یک روز مانده به زمان تبلیغات و نیز حوزه ی فعالیت کاری که کمترین رابطه با جامعه در بر داشت و نیاز مبرم به فعالیت پیشتر را می طلبید - از کاندیداتوری وی حمایت کرد.
۴- در شرایطی که اقتدارگرایان به هر نحوی خواهان حذف اندیشه ی اصلاح طلبی در جامعه هستند به نظر می رسد بهترین گزینه سماجت و حضور در صحنه باشد. حتی اگر به فرض این حضور بر اساس حداقل ها شکل گرفته باشد. شاید در چنین شرایطی باخت در پایان رای گیری خود یک پیروزی قلمداد شود.
۵- بر خلاف انتظارات، چند روز اخیر ایام امید بخشی برای اصلاح طلبان بود. اقبال مردم بارقه های امید را در دل همه زنده کرده است. نباید نامید بود.
اینها قسمتی از دلایل من بود. امیدوارم برای شما هم برخی از ابهامات را روشن کرده باشد.