فردوسی

امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به اتحاد داریم. بسیاری بدخواهانه می خواهند بنای این مرز و بوم را از هم بپاشند. شاید با مراجعه به نمادهای ملی بتوان قسمتی از غفلت سالیان اخیر در بی توجهی به مشترکات ملی اقوام مختلف ایرانی را جبران کرد. این یکی از طرق مهمی است که می توان با توسل به آن از تعبیر خواب نامیمون دشمنان ایران جلوگیری کرد. اگر در تاریخ ایرانی ها مرور کنیم فردوسی را از جمله ی این مشترکات قابل اتکا خواهیم یافت. قدم های فردوسی جای پای مطمئنی برای کسانی است که قلبشان خالصانه برای ایران می تپد.

چو ایران مباشد تن من مباد بدین هوم و بر زنده یک تن مباد

دریغ است که ایران ویران شود کنام پلنگان و شیران شود

نخواهد بر ما همی آفرین که ویران بود بوم ایران زمین

پی نوشت:

- بخصوص در دهه ی اول انقلاب به اشتباه ملی گرایی در مقابل اسلام گرایی قرار داده شد. چنین برداشتی موجب شد حاکمیت به نادرستی در راه کمرنگ کردن هویت ملی و نفی نمادهای آن قدم بردارد. امروز بعضی از آثار سوء آن آشکار شده است. خوشبختانه چند سالی است که رسانه ی ملی بعنوان یکی از مهمترین ابزارهای تبلیغ همیت ملی بر خلاف گذشته توجه بیشتری به ملیت ایرانی اقوام مختلف داشته است.

- همه ی ما میهمان چند روزه ی این دنیا هستیم. پس از مرگ بسیاری فراموش می شوند و گروهی به نفرت یاد می شوند. اما در این بین معدودی هستند که با گذشت هزاران سال، گرد و غبار نمی تواند نامشان را از صحنه ی دل ها پاک کند. به همین خاطر است که با گذشت سالیان بسیار و باوجود ناملایمات گوناگون نام فردوسی هنوز هم قلب ایرانی ها را می نوازد. ای کاش ما نیز کاری نکنیم که روزی به آن دو گروه اول بپیوندیم. روز فردوسی برای همیشه نزد ما گرامی است.

ساعتی در ترافیک تهران

در گره ی ترافیکی عصرانه ی پایتخت ناخوداگاه ذهن آدمی به هزار گوشه ی خاطره پر می کشد. به ناگاه سیاست را موجود پلیدی می یابی. موجودی که بسیاری حاضرند به هر قیمت بر دامن آن چنگ بزنند. یاد روزی افتادم که رئیس جمهور فعلی کلید تبلیغات انتخاباتی خویش را زد. بهار ۸۴ سیدمحمدخاتمی جمعی از نخبگان را در دانشگاه تهران بدلیل گرفتار آمدن در گره ی ترافیکی در انتظار نگه داشت. وی پس از حضور در سالن با پوزش از حاضرین به وضعیت در هم ریخته ی ترافیک پایتخت انتقاد کرد و مسئول آنرا ناکارآمدی مدیریت شهری دانست. محموداحمدی نژاد - شهردار وقت - نیز در پاسخ به انتقادات رئیس جمهور گفت: "خوشحالم  رئیس جمهور یکبار هم به میان مردم آمدند. حیف که این حرکت بسیار دیر و پس از هشت سال اتفاق افتاد." این در حالی بود که احمدی نژاد بهتر از هر کسی می دانست یکی از مسیرهای دائمی رئیس جمهور وقت در دوران دولت اصلاحات، دانشگاه تهران بوده است. اما گاهی لبه ی تاریک سیاست موجب می شود نمای تدین به زبان ریا آلوده شود. از آن روزها چند سالی می گذرد.  مدت زیادی است که اصلاح طلبان نقشی در مدیریت شهری، قانون گذاری و دولت ندارند. محمود احمدی نژاد از شهرداری رفته و جای رئیس جمهور سابق را گرفته است. اما جالب است که سایه ی سنگین محافظه کاران که در این چند سال منحصرانه به سیاست گذاری و مدیریت پرداخته اند نه تنها گرهی از ترافیک تهران نگشوده است، بلکه - علیرغم رونق اسکناسهای نفتی - بر این معضل افزوده شده است. ای کاش سیاست ورزی موجب نمی شد اخلاق به دوری افکنده شود. نگاهم را به سوی دیگر خیابان بر می گردانم. دکتر الهام سخنگوی دولت - همسر محترم خانم الهام - را می بینم که در صندلی عقب پژوی سرمه ایی رنگ دولت که به پرده های کنار زده ای مزین بود، نشسته است. او نیز همچون من در ترافیک گرفتار آمده است. با خود می گویم شاید او نیز به آن روزها می اندیشد. دست و زبانش بسته است. در این چند سال او و همفکرانش چه کرده اند!؟ شاید اگر محمود احمدی نژاد در زمان شهرداری به اجرای طرح های چند سال قبل کرباسچی و ملک مدنی قناعت نمی کرد. اگر شورای شهر حامی وی، فکری عاجل می کرد. اگر محمود احمدی نژاد همان نقشی را که از سیدمحمد خاتمی انتظار داشت، ایفا می کرد. شاید امروز من، شما و دکتر الهام در ترافیک گرفتار نمی آمدیم. به راستی که سیاست بعضی وقت ها چه جامه ی زشتی به تن می کند.

انسجام بی اتحاد

دیروز صبح در مراسم درگذشت یکی از دوستان شرکت کرده بودم. روحانی جوانی که بر منبر رفته بود پیرامون مرگ و ابعاد آن سخن می گفت. در قسمتی از سخنانش بی مقدمه گفت: "زرتشتی ها در قدیم اعتقاد داشتند- البته حالا هم دارند، ولی جر‌أت بیانش را ندارند - که اگر چشمان انسان موقع مرگ باز باشد به مفهوم این است که وی در جهان شخصی گناهکار بوده است." بعد در ادامه صحبت هایش در انکار این موضوع به روایات اسلام اشاره کرد. می خواستم به وی یا کسانی که چون ایشان فکر می کنند چند نکته را متذکر شوم:

۱- اگر هم در نظر بگیریم زرتشتیان در قدیم چنین تفکری داشته اند، این را هم باید در نظر بگیریم خود مسلمانان به قدر کافی دچار خرافات هستند. پس صحبت کردن از موضعی که دیگران را محکوم و خود را محق جلوه دهد منطقی نیست. شاید بهتر باشد آن روحانی در اولویت اول به ارشاد خود ما مسلمانان بپردازد.

۲- پیروان زرتشت، پیامبر ایرانی که شکی بر پیامبر بودنش نیست سالها با صلح و دوستی در کنار مسلمانان زندگی کرده اند. کمتر کسی - از مسلمانان - را می توان یافت که از این مردم به بدی یاد کند. اکثر آنان شهروندانی مدنی اند که از خصوصیات اخلاقی نیکی نیز بهره می برند.

۳- امسال به نام "اتحاد ملی، انسجام اسلامی" نامگذاری شده است. صحبت های آن منبری جز تضعیف اتحاد ملی و رنجش گروهی از مردم هیچ میراثی در پی ندارد. بی دلیل رهبری "اتحادملی" را با اولویت ترتیب عنوان نکرده اند. بی شک انسجام اسلامی بدون دست یافتن به اتحاد ملی ممکن نخواهد بود.

۴- شاید بهتر باشد اگر آیین حکومت داری نمی دانیم قدری این زبان را در کام کشیم. امروز که مسلمانان در مسند حکومت اند طراوش چنین سخنان بی سر و تهی بخصوص از جانب کسانیکه از پایگاه مذهب سخن می گویند، تنها نتیجه اش ضربه زدن به جایگاه مسلمانان و حاکمیت آنان است.

پی نوشت:

- قصد بیان این موضوع را نداشتم. تنها دلیلی که قانع ام کرد از باب تذکر وارد شوم نگرانی ام از فراگیر شدن چنین تندروی هایی است. بخصوص آنکه در این چند ماهه شاهد مواردی از آن بوده ام.

- کسانیکه به شعار "ایران برای همه ی ایرانیان" اعتقاد ندارند بدانند که نتیجه چنان اعتقادی تشدد در جامعه ی قومیتی ایران است. همه ی ایرانیان با هر مذهب و اندیشه ای، با اتصال به هر قوم و گروهی ایرانی اند.

روز معلم

اگر بگویم احساسم نسبت به بعضی از معلمینم چون پدر و مادر است سخنی به گزاف نگفته ام. انسانهای عزیزی که در خانه ی دوم هر چه داشتند به پای ما ریختند. هرچند همه ی حکومتگران فرزندان این مردان و زنان زحمتکش اند اما متاسفانه آنچنان که باید و شاید به نیازهای آنان پاسخ نگفته اند. معلمان به سختی درگیر مشکلات معیشتی اند و جایگاه اجتماعی آنان به دقت مورد مراقبت قرار نمی گیرد اما با این همه هنوز هم در بیان خواسته های خود قناعت پیشه می کنند. ایشان سالهاست که خواسته های خود را تکرار می کنند اما جای تاسف بسیار برای ما و خجالت بیشتر برای مسئولین دارد که از تامین این نیازها عاجز مانده اند. معلم چیز زیادی نمی خواهند. برابری حقوق معلمین با حقوق کارگران اوج درخواست آنان است! در دولت گذشته هر چند قدم های موثری برای رفع کمبودها برداشته شد اما درصد موفقیت ناچیز بود. تنها وجه مثبت دولت قبل برخورد محترمانه و در شأن با این قشر فرهیخته بود که به خودی خود بسیاری از معضلات را حل می کرد. اگرهم نارضایتی پیش می آمد از معلمین فراخور مقام والایشان دلجویی می شد. اما در دولت جدید نارضایتی ها ابعاد جدیدی به خود گرفت. دولت نهم هم ناتوان در حل مشکلات به مطالبات افزود. ناتوانی در اداره ی امور باعث شد آن آرامش نسبی نیز رخت بربندد. چند ماه است که تحصن و اعتراض دامن گیر محیط های آموزشی گردیده است. متاسفانه در این بین اتفاقات ناگوارتری پیش می آید. برخوردهای امنیتی جای رفتارهای دوستانه را گرفته اند. خبر بازداشت فرهنگیان متعدد به گوش می رسد. بعضی از بازداشتی ها هنوز هم آزاد نشده اند. این رفتارها در مقام معلم نیستند. لازم است دولت از تکرار این حوادث جلوگیری کند. تعرض به جایگاه فرهنگیان تحت هیچ شرایطی جایز نیست. باید به همه گوشزد شود حفظ منزلت مقام معلم حداقل وظیف ی همگی ماست.

نهم اسفند سرآغاز حرکتی دیگر

امروز نهم اردیبهشت سالروز تشکیل اولین شوراهای اسلامی شهر و روستاست. فصلی از قانون اساسی که سالها معطل مانده بود به همت دولت و مجلس اصلاحات جان دوباره گرفت. در سالهایی که هر دو طرف یعنی حکومت و شوراها در تعامل با یکدیگر تازه کار و محافظه کار بودند بافت شدیدا سنتی و انحصارگر ایرانی موجب می شد در بسیاری از مقاطع با وجود تاکیدات شخص اول و تیم فکری دولت، دستگاههای حکومتی حاضر به واگذاری بخش هایی از اختیارات خود به شوراها نشوند. اینکه نهال نو کاشته ای بتواند ساقه ای تنومند و قابل اتکا بیابد حمایت می خواهد و توجه. این دو اصل مهم برای بقای هر نهاد تازه تاسیسی لازم بوده و هست. اما به هر صورت این سالهای سخت و دلهره آور برای آزمون مدنیت ایرانیان گذشت و امروز جایگاه شوراها تا حدود بسیاری در بین مردم و دولتمردان تثبیت شده است. در سالهای اصلاحات با درک صحیح موضوع بسیاری از اختیارات به آنان واگذار شد. دو دوره فعالیت بعنوان پشتوانه ی قابل اتکایی می تواند چشم انداز موفقیت های آینده باشد. مردم بیشتری وارد گود شده اند و در تصمیم گیری های مربوط به خودشان مشارکت می کنند. این جزو مهمترین معیارهای دموکراسی است. مشارکت محافظه کارترین لایه های سیاسی کشور در انتخابات شوراها خود نشانه ی این مدعاست. آرام آرام کارها به سمتی پیش می رود که خود شوراها خواسته های خود را با جدیت از حکومت مطالبه می کنند و جالب اینکه بهانه نیز نمی پذیرند. بتدریج دایره ی اختیارات این نهادهای مردمی به امور مهمی توسعه می یابد. اگر همه چیز طبق روال پیش برود دیگر نباید شاهد ردپای حکومت در امور مربوط به یک شهر بود. اینها دستاورد کوچکی نیستند. اگر برای دولت سید محمدخاتمی هیچ دستاوردی را در نظر نگیریم همین یک مورد تشکیل شوراها نمره خوبی را نصیب دولت اصلاحات می کند. دور سوم فعالیت شوراها دوره ی سرنوشت سازی است. با سیاست های جدید دولت محموداحمدی نژاد در محدود کردن اختیارات شوراها باید دید آیا شوراها به حد کافی توانمند شده اند که از پس مشکلات نفس گیر آینده برآیند؟ در تداوم فعالیت شوراها باید مراقب نظر بد اندیشان بود. برای همه ی دوستانم در شوراها آرزوی نعمت خدمت به مردم را دارم.

نماز شکر

پس از چند سال  خداوند رحمت خود را بر ما ارزانی کرد.  با ریزش بسیار باران، خشکسالی به پایان رسید. امسال ریزش مداوم باران همه را خوشحال کرد. بخصوص کشاورزان زحمتکش دیارمان را که در چند سال گذشته با مشکلات زیادی دست به گریبان بودند. خوب! باید شکرگزار خدا بود که باز هم سفره ی دیگری از کرمش را برایمان گستراند. پنجشنبه در سراسر کشور برای قدردانی نماز شکرگزاری برپا شد. کار قشنگی که با حضور اقشار مختلف مردم انجام شد. امیدوارم نماز شکر در سالهای بعد هم ادامه یابد.

"زیر باران باید رفت"

بی حجابی !

چند روزی است که با فرا رسیدن فصل گرما طرح های امر به معروف و نهی از منکری آغاز شده اند. هدف مشخص است. جوانانی که  پوشش عرفی را رعایت نمی کنند! متهمین ردیف اول هم طبق معمول دختران جوانی هستند که معمولا کاری با من و شما ندارند. البته این بار برای اینکه نشان دهند تبعیضی بین زن و مرد نیست از همین حالا گفته اند آقایان در نوبت بعد قرار دارند. حالا موعد نوبت بعد کی فرا می رسد، خدا می داند!؟ بالطبع تشخیص معیار عرف نیز شخصی است! اصلا همه چیز ما سلیقه ای است.

مجموعه ی این برخوردها همیشه با انتقاد فعالین اجتماعی مواجه بوده است. دلیل آن نیز روشن است. تجربه نشان داده برخوردهای قهرآمیز حاکمیت هیچ گاه نتیجه دلخواه را به همراه نداشته است. مشکل حاکمان این است که از نسل جدید ایرانی جدا مانده اند. طبیعی است که این دو، حرف هم را نمی فهمند! از همین حالا پایان روشن است؟ آبروی ریخته ی جوانان آبرو دار ایرانی!

پی نوشت:

- یکی از دوستان برایم میلی ارسال کرد که دیدنش در این ایام خالی از لطف نیست. صحبت های آقای رئیس جمهور هنگامیکه که در ایام تبلیغات شدیدا‌ روشن فکر شده بودند.

- در این میان سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد دولت نیز قابل تأمل است. ادبیات تهدید روزمره شده است. هدف او باز هم معدود مطبوعات منتقد است. صفار هرندی می گوید: "با مطبوعاتی که طرح نیروی انتظامی در برخورد با بی حجابی را زیر سئوال می برند، برخورد خواهد شد. " به همین راحتی! بهتر است ایشان به یکباره بفرمایند، منتقد خفه!!!!

روز رادیو

امروز روز رادیوست. همیشه آدم هایی که در رادیو کار می کنند برایم جالب و قابل احترام بوده اند. آدم های عاشقی که بی ادعا، بدون اینکه بدنبال شهرت باشند تنها و تنها برای مردم از جان مایه می گذارند. در کار رادیو اگر عاشق نباشی، نمی توانی مردم را به سمت خود دعوت کنی. اگر عاشق نباشی، صدایت پر طنین نخواهد بود. شاید اونها متوجه شده اند که صدا همیشه ماندگار بوده.

فقط خواستم به این بهانه روز رادیو را به عاشقانش تبریک بگویم.