روحش شاد

خبر مرگ برادر یکی از دوستان نزدیکم برایم بسیار ناراحت کننده بود بخصوص آنکه این اتفاق در دوران جوانی اش رخ داد. حمید احمدپور درحالی از میان ما رفت که کودکی 2 ساله را از خود به یادگار گذاشت. تصور اینکه جوانی به علت ایست قلبی جان خود را از دست بدهد غیر قابل باور است، آن هم در حالی که هیچ سابقه ی قبلی نداشته است. اما به ظاهر در این روزگار پرتلاطم کم کم باید به شنیدن این خبرها عادت کرد. در روزگار ما فشارهای مختلف روحی بر جوانان بیش از پیش شده است.

آذربایجان

موضوع قوميت ها و يكپارچگي ايران در هميشه ي تاريخ اين مرز و بوم يكي از مسايل حساسيت برانگيز و قابل توجه ساكنان اين خطه بوده است. هر چند تنوع قوميت ها براي آناني كه در طول تاريخ چشم طمعي در تجزيه ي ايران داشته اند وسوسه انگيز بوده اما همين حسن توجه آحاد مختلف مردم و تاكيد آنان بر يكپارچگي همه ي مناطق بوده است كه نقشه هاي شوم بدخيالان را عقيم گذاشته است. يكي از همين نمونه رفتارها شيطنت سايت پرمخاطب گوگل است كه توجه و حساسیت بسياري را برانگيخت. تاكنون در سطح دنيا نقشه هاي زيادي تهيه و منتشر شده كه در آن منطقه ی زیبا و پربرکت آذربایجان را از ايران جدا كرده است. پيش از اين نيز نقشه ی خاورمیانه ی جدید كه سرچشمه در وزارت دفاع آمريكا دارد چنان تعبير ناميموني را به نمايش گذاشته بود. بي شك تلاش براي ناقص الوجود كردن گربه ي زيباي آسيايي به پايان نخواهد رسيد و از اين رو هر روز شاهد بازي جديدي خواهيم بود كه بسياري از آنان زيركانه بدنبال تفرقه افكني بين اقوام ايراني هستند.

از آنجايي كه خود متولد تبريز هستم و تاحد زيادي با خلق و خوي مردمان آذربایجان آشنايم و مي دانم با وجود تعصبي كه به زبان و قوميت خود دارند اما آنان نيز چون ساير ايرانيان به ايران دل بسته اند لذا بعيد مي دانم به اين آساني ها بتوان آن خواب هاي آشفته را تعبير كرد. اما اهميت موضوع در اين است كه همه چيز به اين هميت ملي بسنده نمي شود. لازم است مسئولان امر بيش از پيش و با درك صحيح تري از عدالت اجتماعي مطالبات حقه ي اقوام مختلف را بر اساس توانمندي ها و امكانات آن منطقه ادا كنند و خداي ناكرده چنان تصميم نگيرند كه موجب رنجش مردم را فراهم آورد. همه بايد به اين درك برسيم كه نيات دشمنان براي تجزيه ي ايران جدي است.

میزگرد مجلس خبرگان

امروز صبح به دعوت صدا و سیمای مرکز یزد در میزگرد برنامه ای رادیویی با نام "نشستی با مسئولین" شرکت کردم. هرچند در ابتدا با توجه به برخوردهای گاه مغرضانه و بی طرفانه ی صدا و سیما بر علیه اصلاح طلبان، در پذیرش این دعوت تردید داشتم لیکن در نهایت تصمیم گرفتم برای نشان دادن حسن نیت و تعامل با برنامه سازان یزدی در این برنامه شرکت کنم. موضوع برنامه "مجلس خبرگان رهبری" بود. دیگر شرکت کننده ی برنامه، آقای صداقت از محافظه کاران یزدی و دبیر انجمن اسلامی مهندسین بود. آنچه بيشتر مورد بحث قرار گرفت صلاحیت مردم برای انتخاب شدن بود. در تمامي زمان ميزگزد بر این امر تاكيد داشتم که حق انتخاب شدن و انتخاب كردن حق ذاتی مردم با تفكرات و سلايق مختلف سياسي و فكري است که در یک نظام دموکراتیک نمی توان از مردم گرفت. اهميت حضور اقشار مختلف مردم در مجلس خبرگان موضوع ديگري بود كه در مورد آن صحبت شد. به شخصه اعتقاد دارم اجتهاد تنها به اجتهاد در فقه خلاصه نمي شود بلكه اگر قرار باشد مجلس خبرگان به وظايف تعيين شده در قانون بطور كامل بپردازد لازم است افرادي با اجتهاد در امور مختلف چون مديديت، سياست، اقتصاد و امور نظامي وارد عرصه شوند. نمي توان بيش از نيمي از جمعيت فعال جامعه را از حضور در آن محروم كرد. پس مي بايست بستر حضور زنان توانمند ايراني در همه مراکز تصمیم گیری فراهم شود. نمي توان تاييد يا رد صلاحيت ها را در تصميمات جمعي یک نهاد گره زد كه اولاَ در يك موضوع و آن هم گاه بعنوان شاگرد داراي مقام تشخيص اند. در ميز گرد اين مثال را زدم و اينك نيز به آن اشاره مي كنم. بعضي از كانديداهاي مجلس خبرگان از آيات عظام و مجتهدين می باشند و لذا جايگاه اساتيد اعضا و فقهاي شوراي نگهبان را دارند. بي شك با رجوع بعقل و تدبير نمي توان "آزمودن و تعيين صلاحيت علمي استاد را به شاگرد سپرد."

مصیبت عصر جدید

سخنان علی لاریجانی در برنامه بخش ویژه ی خبری  ۲۲:۳۰ شبکه ی دو سیما جالب توجه بود. بخصوص آنکه دبیر شورای عالی امنیت ملی در بخشی از سخنان خود اشاره ی ناخوشایندی از سایت ها داشت. وی با "مصیبت" خواندن سایت ها نگاه خود را به جامعه ی مجازی بیش از پیش روشن ساخت. البته امیدوارم این نگاه در ذهن ایشان محبوس بماند و آنرا در تصمیمات شورای عالی امنیت ملی تسری ندهند.

رد صلاحیت پایان کار بخشی از اصلاح طلبان

علاوه بر مشغله ی کاری، موضوعی که تا حدود زیادی وقت و ذهن من را در این روزها به خود معطوف کرده، انتخابات شورا هاست. خوشبختانه شورای هماهنگی اصلاح طلبان با وجود کم و کسری های موجود و ضمن نقدهایی که به بعضی تصمیمات آن دارم با توافق جمعی در حال پیشبرد برنامه های خود است. بر سر لیست ائتلاف و باقی مباحث مربوط به تشکیلات اعضا به تفاهم رسیده اند. اما چیزی که این روزها - مانند انتخابات های گذشته- موجب نگرانی بیشتر اصلاح طلبان شده برخورد قهرآمیز هیأت های نظارت در بررسی صلاحیت کاندیداهای اصلاح طلب است. در یزد هم خبرهای ناخوشایندی از ردصلاحیت چند نفر از شخصیت های شاخص اصلاح طلب همچون علی افخمی فرماندار سابق اردکان و عضو جبهه ی مشارکت به گوش می رسد. امیدوارم این خبرها کذب باشد. به شخصه فکر می کنم این خبرها در حد شایعه باشد. بعید می دانم اصولگراها با سرمستی ناشی از پیروزی در انتخابات های مجلس و ریاست جمهوری شانسی را برای پیروزی اصلاح طلبان قائل باشند. از این رو بعید است قصد ردصلاحیت گسترده ای را در ذهن پرورانده باشند. در شرایطی که این شایعات جامه واقعیت بپوشند بعید است احزابی چون جبهه ی مشارکت در عرصه ی انتخابات حضور داشته باشند. در آن صورت، انتخابات جز نمایشی مزحک برای دهن کجی به افکار عمومی نخواهد بود. پاسخ به اینکه آیا دفتر فعالیت جبهه ی مشارکت در انتخابات آتی بسته خواهد شد یا نه، در روزهای آینده مشخص خواهد شد. امیدوارم محافظه کاران اندکی عقلانیت را چاشنی تصمیمات خود کنند.

حکم اعدام صدام حسین

بیاد ندارم زمانی را که از شنیدن خبر مرگ کسی خوشحال شده باشم. اما اعلام حکم صدام حسین ضمن آنکه خوشنودم کرد مرا به تأمل واداشت. اگر قرار باشد صدام روزی تاوان جنایت های فراموش نشدنی اش را بپردازد اجرای حکم اعدام کم ترین در حق او خواهد بود. آنچه آدمی را آرام می کند اعتقاد به این مطلب است که جزای واقعی چنین انسانهای خبیثی در آتش جهنم معنا می یابد. امروز صدام حسین در شرایطی به مرگ محکوم می شود که حامیان گذشته اش موجب سقوط وی از تخت حکومت شدند.حکومتی که فکر می کرد به پاس تکیه بر قدرتمندان بیرون از مرزهای عراق به میراثی فخرآور برای او بدل خواهد شد. اینها درسهای خوبی برای کسانی است که از تاریخ درس می گیرند. مرگ صدام حسین حداقل التیامی است که دلهای داغدیده ی بسیاری از خانواده های ایرانی و غیر ایرانی را التیام می بخشد.

کاندیداهایی که ثبت نام نکردند

مهلت ثبت نام کاندیداهای دور سوم شوراها به پایان رسید. از قرار معلوم تعداد کاندیداهای این دوره نسبت به دور دوم کاهش چشمگیری یافته است. سهم بیشتر این کاهش متوجه اصلاح طلبان است که با عدم ثبت نام، بار دیگر - پس از مجلس خبرگان - بی رغبتی خود برای حضور در مناصب تصمیم گیری را به نمایش گذاشتند. این در حالی است که بسیاری از همین گروه در انتخاباتهای گذشته به تشویق مردم برای شرکت در انتخابات می پرداختند اما اندک اندک دریافتند قسمت اعظم آرای عمومی اصلاح طلبان به سردی گراییده است. اینک نوبت به بخشی از همین اصلاح طلبان رسیده است که سهم خود را در معادلات قدرت به رقبای خود ببخشند. مسیری که موجب بروز چنین وضعیت نامبارکی شده است آینده ی روشنی را برای کشور تداعی نمی کند. محروم ماندن کشور از مشارکت خیل عظیمی از شهروندانش در جریان تصمیم سازی و تصمیم گیری، موضوع بی اهمیتی نیست که بتوان به آسانی از آن گذر کرد. بخصوص آنکه این موضوع با گذر زمان ابعاد جدیدی به خود می گیرد. ای کاش متولیان کنونی عرصه ی حکومت در قوای سه گانه و ارگان هایی چون شورای نگهبان به دور از سیاسی کاری و مغلطه ابعاد چگونگی بروز چنین معظلی را بررسی کنند و بواقع اگر دلسوز آینده ی این مرز و بوم هستند به رفع عوامل موثر در آن بپردازند.