لیلا

یک شبی مجنون نمازش را شکست                  بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود                   فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او                                         پر زلیلا شد دل پر آه او 

متن کامل

(سروده ی مرتضی عبدالهی)

ادامه نوشته

چهار سخنی که زاهد را تکان داد ! ...

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول مرد فاسدی كه از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.او گفت: ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه می‌رفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نیفتی.گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت؛ گفتم: این روشنایی را از کجا آورده ای؟کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد.گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی‌خود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

به بهانه ی سالگرد ارتحال سیدروح الله خاتمی

خاتمی را با انتخابات دوم خرداد 76 شناختم ولی ارادتم وقتی ریشه دواند که تحصیل در دانشگاه یزد مرا به زادگاه وی کشاند.

فرصت آشنایی با خانواده ی سیدمحمد خاتمی زاویه ی دقیق تری از پشتوانه ی فکری رئیس دولت اصلاحات برایم گشود.

یزدی ها خاتمی را با پدر بزرگوارشان سیدروح الله خاتمی می شناسند. روحانی روشنفکری که به معلم اخلاق معروف است. اگرچه 22 سال از رحلتش می گذرد اما غبار ایام موجب نشده از مجد و احترامش کم شود. هنوز هم با ذکر نامش، مردم دیارش به احترامش صلوات می فرستند و به نیکی از وی یاد می کنند.

خاطراتی که از ایشان تعریف می کنند بخصوص در جریانات تند و تیز دوران هیجانی انقلاب، همه گواه از روحی بلند در مردی روشنفکرو بلند اندیش دارد.

امروز قرار است بیست و دومین سالگرد ارتحال آیت الله سیدروح الله خاتمی در دیارش اردکان یزد برگزار شود. یادش گرامی باد.