چاره ای نیست! حالا که همه همت کرده اند انتظار خاتمی را بی پاسخ نگذارند، حتی اگر روند بررسی صلاحیت ها در یزد، مثل سایر نقاط ایران دیگر دل و دماغی برای حضور باقی نگذاشته  باشد! تو نیز نمی توانی بی خیال باشی. 

بعضی ها که ایران را برای همه ی ایرانی ها نمی خواهند، کاندیداهای اصلاح طلب را كه قسمت قابل توجهي از جامعه را همراه دارند با تیغ رد صلاحیت ها از حق قانونی انتخاب شدن و مردم را از حق انتخاب کردن محروم نمودند. بی شک دلیل، ترس از رقیب بود. اصلاح طلبان که متحد و منسجم حول خاتمی گرد آمدند تا کشور را از قهقرایی بیرون آورند ترس شدیدی را در اردوگاه اصولگرایان موجب شده بودند. مثل همیشه راه فائق آمدن بر ترس پاک کردن صورت مسئله بود.  اما اصولگرایان این بار آش را چنان شور و دایره را چنان تنگ کردند که حتی صدای برخی "خودی" هایشان نیز درآمد. صحنه چنان انزجار آور شد که کمتر کسی را یارای تایید چنین حرکت بداخلاقانه ای بود. مرور حوادث نشان از این داشت که عده ای کمر همت بسته اند تا اصلاح طلبان را از صحنه بیرون کنند. آن هم با نمایش انتخابات! برنامه، باختِ پیش از بازی اصلاح طلبان بود!

مسئولان انتخابات در حاليكه با وعده هاي روزمره همه را به تاييد مهندس كلانتري دل خوش كرده بودند، کسی را تاييد كردند که هیچکس انتظارش را نداشت! شوراي نگهبان، تنها چند ساعت مانده به زمان آغاز تبلیغات مهندس علی اکبر اولیاء استاندار اسبق کهکیلویه و بویراحمد – در دوره ی وزارت عبدالله نوری _ و آخرین رئیس سازمان منحل شده ی مدیریت را تایید کرد.

اولیاء و یارانش پس از رد صلاحيت توسط هيئت اجرايي حتی یک قدم برای حضور در عرصه ی انتخابات برنداشته بودند. به همین خاطر همه از جمله خودش کمترین شانس را برای پیروزی قائل بودند و شاید طبیعی ترین حرکت در آن برهه انصراف بود. رایزنی ها برای انصراف آخرین مراحل را طی می کرد که به یکباره ورق برگشت. خاتمی! اما خاتمی خواست که هيچ يك از دوستانش، در دیارش میدان را خالی نکنند. بی تردید با آمدن خاتمی بازی رنگ دیگری به خود گرفت. پس همه به خاطر او به میدان بازگشتند. همه آمدند تا محکم بگویند اگرچه برخی بازی را چنان اداره کرده اند که آنها از ابتدا بازنده باشند اما حداقل نمی گذارند این آب از گلوی آنان كه این نظام را تهی از جمهوریت می خواهند راحت پایین برود. همه آمدند تا بازی آنان را به هم بریزند و چه بهتر که در این راه روحیه بخش خاتمی باشد. او نشان داد که مجالی برای عافیت طلبی نیست همانطور که مرحوم توسلی با مرگ خود مصلحت اندیشی را بدور انداخت.