مولود کعبه
ای کاش دوباره به زمین پای می گذاشتی و ولادت ات را به راستی جشن می گرفتیم. نمی دانم آن زمان اوضاع و احوالمان چطور بود؟ اصلا به مهمانی ات راه می یافتیم. چه می گفتی به آنانی که در نبودنت بر جای تو نشسته بودند و دم از تو می زدند؟ نمی دانم.
راستی چقدر به تو نزدیکیم و چقدر دور؟ ما کجا و شیعه ی تو بودن کجا؟ شیعه ی علی بودن نه به مفهوم اسم و عنوان شیعه را یدک کشیدن است. که چه بسا عده ای خارج از دین اسلام شیعه تر از بسیاری از شیعیان مذهب جعفری باشند. شیعه ی علی دوست دار و پیرو راستین و بی منت سیر و سلوک علی است.
امروز هم از علی گفتن سخت است. شاید روزی سخت تر هم شود. شاید روزی دهان ات را ببویند تا مبادا نام تو را بر زبان رانده باشد. اگر هم قرار باشد از از تو بگویند ترجیح می دهند از ذوالفقار بگویند. این ها همین قدر از تو می خواهند.
به راستی امیرالمومنین چه مظلوم است. چه در زمان خودش که هم عصرانش بر وی و خویش جفا کردند و چه امروز که بسیاری از زبانشان ثانیه ای دو بار ذکر علی جاری می شود و وقتی در دلشان و عملشان می خزی علی را چنان محجور میابی که لمس می کنی گوشه ای از دلیل درد و دلش با چاه را.
علی دست نیافتنی نیست. علی رویا نیست. آن قدر در تاریخ رد پا دارد که می توان تصورش کرد. اگر هم نتوان به همه ی وجودش پی برد حداقل می شود به قدر کفایت از دریای وجودش بهره گرفت. وقتی از عدالتش می گویی می توان به دادگاه زن یهودی سر زد. وقتی از حکمرانی اش می گویی می شود به نامه هایش به مالک اشتر رجوع کرد. وقتی از عدالت مالی و حساسیت اش بر بیت المال می گویی می شود گرمای آهن گداخته را حس کرد. وقتی از آزادی خواهی اش می گویی می شود به برخوردش با مخالفان فکری اشاره کرد. از تعداد زندانی هایش و بخوردش با همان تعداد انگشت شمار. اگر بخواهی می شود مصداقی تر از علی گفت و خود کرده را با راه و روش اش تطبیق داد. شاید آن وقت کمتر دل و دماغی برای شعار دادن باقی باشد. آن وقت بهتر می توان درباره ی عدالت حرف زد.
امروز و در طول تاریخ چه بر سر عدالت علی که نیاوردند. کالای با ارزشی که دغدعه ی صاحب غدیر خم بود. و عجیب آن که هر روز که از آن زمانه دورتر می شویم، پر عطش تر از پیش نیازمند عدالتش می شویم. اما افسوس که هر روز متاع اش کم یاب تر و گرانبهاتر می شود. و آن سو کم نیستند کسانی که با نام و به نام علی، از عدالت ریسمانی می سازند تا بالا و بالا بروند از شانه های انسانیت و کرامت تا بلکه سایه ی خویش را از ظلم و جور بیشتر بگسترانند. این کجا و عدالت علی کجا!؟
اما باید امیدوار بود. هنوز هم می شود دلت خوش باشد. شاید روزی مردمانی به عدالت اش رسیدند. اگر هم نشد هنوز هم کسی هست که بشود بی هراس با او درد و دل کرد. می شود با علی از دردها، از ظلم ها، از جفاها گفت و آرام شد.
