دوستی شیرین تر از جان، در پیام تبریک عید شعری از شاملوی عزیز برایم فرستاده بود که در حال و هوای این روزها مرا بس خوش آمد. حیفم آمد شما را در این آرزویم شریک نکنم.

روزی ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد

و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.

روزی که کمترین سرود

بوسه است

وهر انسان

برای هر انسان

برادری ست .

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل افسانه ایست

وقلب

برای زندگی بس است .

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .

روزی که آهنگ هر حرف ، زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست وجوی قافیه

نبرم .

روزی که هر لب ترانه ایست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد

روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ...

ومن آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی

که دیگر

نباشم.