تبليغاتX
یار دبستانی

انصراف خاتمی از نامزدی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از آنکه رنگ و بوی سیاسی داشته باشد - همانطور که از بیانیه ی انصرافش بر می آید - بیشتر انصرافی مبتنی بر گزاره های اخلاقی است.

"یا من یا مهندس موسوی" برای خاتمی که در گذشته بارها نشان داده بود خط قرمزش، سیاست بازی است - آن هم با مردمی که حاضر است بخاطر آنان از حیثیت خود نیز بگذرد- دلیل لازم در کنار کشیدن از صحنه ی انتخابات بود. خاتمی همانقدر که صادقانه آن جمله را بر زبان راند امروز به همان معنا بر قولش پا فشرد و به عهدش وفا کرد.

خاتمی بیش از هر کسی در این چند ساله نشان داده است دل خوشی از قدرت ندارد و از همین روی لزوم دارد تلاشش برای رسیدن به قدرت با مختصات دیگری بررسی شود. طبیعی است تصور اینکه دیگران وی را قدرت طلب بخوانند چقدر بر او سخت می آید. طرح این تهمت نامنصفانه - بخصوص پس از حضور رسمی موسوی در انتخابات - از طرف جمعی که بداخلاقانه وی را به سمت فرار از این موقعیت سوق می دادند، موضوعی بود که ذهن خاتمی را به خود مشغول کرده بود. او نگران بود مبادا از حضورش در کنار موسوی چنین تلقی شود که رقابت آنان بر سر قدرت و برآمده از قدرت طلبی آنان است. امری که خاتمی به شدت سعی دارد خود و جریان اصلاحات را از آن مبرا کند و در لابلای بیانیه اش می توان آن دغدغه را یافت.

آینده ی ایران و ایرانیان بیش از آن برای خاتمی اهمیت دارد که حاضر باشد در به خطر افتادن آن موثر باشد. خاتمی خود را بطور اخلاقی مسئول می داند. به همین روی و در حالیکه ظواهر بر مقبولیت غیر قابل قیاس وی نسبت به دیگر کاندیداها گواهی می دادند، برای جلوگیری از تفرق در اردوگاه اصلاح طلبان و رساندن ریسک به حداقل ممکن، خود به شخصه تصمیم به کناره گیری می گیرد. خاتمی آفات حضور چند کاندیدای مصمم در جریان اصلاح طلبی را در دراز مدت بیش از آثار ناشی از انصراف خویش و دل خوردگی و گاه دلسردی هواداران پر انرژی خود می داند.

این ها چارچوب های اخلاقی خاتمی است. چارچوب هایی که خاتمی چنان به آن اعتقاد دارد که امیدوارش می کند "نتیجه ی انتخابات هر چه باشد برندگان واقعی آن اخلاق مدارانند". پس ما که به خاتمی ارادت قلبی داریم دلیلی ندارد نسبت به آرزوهای اخلاقی وی نامید باشیم و صد البته در ورای آن قدم بر داریم.

اما سئوالی که در ذهن باقی می ماند خط قرمز اخلاق در امر سیاست است. براستی در امر قدرت تا کجا باید پایبند اخلاق بود؟ رابطه ی منافع ملی با اخلاق چگونه است؟ کدامیک بر دیگری ارجحیت دارد؟ شایدخاتمی مجال یابد در کنار تبیین اصلاحات بیش از پیش به این موضوع بپردازد که البته برای فهمیدن بیشتر مختصاتی بنام "خاتمیسم" ضروری است.

به یقین خاتمی در میان چهره های سیاسی این کشور جزو نوادر است. در مطلبی نوشته بودم خاتمی چنان اخلاق حسنه ای را نه در یک روز و نه برای جلب نظر گروهی از مردم، آن هم از روی سیاست ورزی انتخاب نکرده است بلکه اگر کوچکترین شناخت از خاندان گرامی خاتمی بخصوص پدر بزرگوارشان معلم اخلاق سیدروح الله خاتمی داشته باشیم یقین خواهیم یافت خاتمی عملی جز به سیره ی پرورش یافته در آن انجام نداده است.

البته طبیعی است که مخالفین انصراف خاتمی نیز برای خود دلایلی دارند که از وادی اخلاق خارج نیست. اینکه مسئولیت اخلاقی خاتمی نسبت به کسانیکه با آنان عهد بسته بود تا با عزمی راسخ با کمک آنان راه را تا پایان بپیماید کجا جای می گیرد سئوالی است که خاتمی در روزهای آتی بیشتر می بایست به واکاوی آن همت کند.

نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29  توسط رضا سالیانی  |