باز هم خسته ام!
باز هم شانه های ضعیفم اندوهی می کشند به سنگینی ایران
نمی دانم باید بگریم یا فریاد بزنم
هیچ نمی دانم! نمی دانم صدایم را خواهی شنید آن لحظه که در اجتماع تنهایی در گوشه ای حیران مانده ام
من برای ایرانم اشک می ریزم و فریاد می زنم
برای هموطنانی که چماق نادانی می زنند و می خورند
من ایستاده ام تا نگذارم سیاه جامه گان برای وطنم مرگ را جار بزنند
مرگ شعور را!
مرگ آزادی را!
من ایستاده ام
نوشته شده در سه شنبه 1388/03/26  توسط رضا سالیانی
|
امشب نزدیک به دو هزار نفر از یزدی ها در اجتماع آرامی که همزمان با نماز مغرب و عشاء در مسجد حظیره ی یزد و در جوار بارگاه شهیدصدوقی برگزار شد، به حمایت از مهندس موسوی پرداختند. خوشبختانه نیروی انتطامی در این اجتماع همکاری مناسب داشت و مردم پس از ساعاتی که به دادن شعار و اعتراض به نتایج انتخابات پرداختند به گردهمایی پایان دادند.
هم زمان با این اجتماع در چند نقطه ی دیگر شهر نیز تجمعات خوجوشی برگزار شد که متاسفانه با دخالت نیروهای انتظامی و بسیج به خشونت گروید.
این چنین برخوردهایی با مردمی که به حق کشی ای که علیه آنها شده اعتراض دارند، شایسته نیست. ضمن اینکه به نظرم جز تشدید درگیری نتیجه ای نخواهد داشت.
شکی نیست که تخریب اموال عمومی مورد تایید هیچ کس بخصوص هواداران اصیل مهندس موسوی نیست.
هم زمان با این اجتماع در چند نقطه ی دیگر شهر نیز تجمعات خوجوشی برگزار شد که متاسفانه با دخالت نیروهای انتظامی و بسیج به خشونت گروید.
این چنین برخوردهایی با مردمی که به حق کشی ای که علیه آنها شده اعتراض دارند، شایسته نیست. ضمن اینکه به نظرم جز تشدید درگیری نتیجه ای نخواهد داشت.
شکی نیست که تخریب اموال عمومی مورد تایید هیچ کس بخصوص هواداران اصیل مهندس موسوی نیست.
در این بین باید توجه داشت عده ای نفوذی خواست منطقی مردم را با رفتارهای غیر مدنی به انحراف نکشند که این خواست مخالفان جمهوری است. بی شک کسانیکه با عملکرد غلط خود در انتخابات این وضعیت را تاکنون پیش آورده اند مشتاق هستند حرکت های مدنی هواداران موسوی رنگ و بوی خشونت بگیرد. شرایطی که بی شک با تحریک مردم به دنبال آن هستند.
اعتقاد دارم بهترین راه برای ابراز خواسته هایمان حرکت آرام و به دور از خشونت با هماهنگی سایرین است.
نوشته شده در دوشنبه 1388/03/25  توسط رضا سالیانی
|
چه آرام طوفانی است امشب!
گاه در عمق سکوت شب چه بد صدا - جغد شوم خانه امان- آهنگ فلاکت سر می دهد
آری! از هزار شب افسون، خیره سر تر
و آرام آرام فرو می رود در فریاد شب
به راستی که چه شب غریبی است امشب!
که خود را می کوبد به پنجره ی افکارم
پلک ها را برهم گذاشته ام تا شاید بروم تا دور دست. بروم از شهر خیال
اما من امشب را به غنیمتی بیدارم تا مبادا در خواب فرو رود دشنه ی ریا بر سینه خواب آلودم
نگاهم به آسمان است. خیره در روشنایی ستارگان. ستارگان را می شمارم. یک به یک بی هراس از شب
و من! چه امیدی دارم، به قامت روشنایی شب
امشب شاید که شب افسون ها باشد، شب ریاهای اهالی تزویر
اما...
اما یارانم همه بیدارند. همه بیدارند تا بر سپیده دم آغوش بگشایند. من هم بیدارم.
عجب شبی است، امشب
از هزار شب ...
من تا خود روشنایی بیدارم
شاید که ببندند در دکان تزویر و ریا را...
براستی که چه شب درازی است امشب !؟
اما! اندکی صبر، سحر نزدیک است
گاه در عمق سکوت شب چه بد صدا - جغد شوم خانه امان- آهنگ فلاکت سر می دهد
آری! از هزار شب افسون، خیره سر تر
و آرام آرام فرو می رود در فریاد شب
به راستی که چه شب غریبی است امشب!
که خود را می کوبد به پنجره ی افکارم
پلک ها را برهم گذاشته ام تا شاید بروم تا دور دست. بروم از شهر خیال
اما من امشب را به غنیمتی بیدارم تا مبادا در خواب فرو رود دشنه ی ریا بر سینه خواب آلودم
نگاهم به آسمان است. خیره در روشنایی ستارگان. ستارگان را می شمارم. یک به یک بی هراس از شب
و من! چه امیدی دارم، به قامت روشنایی شب
امشب شاید که شب افسون ها باشد، شب ریاهای اهالی تزویر
اما...
اما یارانم همه بیدارند. همه بیدارند تا بر سپیده دم آغوش بگشایند. من هم بیدارم.
عجب شبی است، امشب
از هزار شب ...
من تا خود روشنایی بیدارم
شاید که ببندند در دکان تزویر و ریا را...
براستی که چه شب درازی است امشب !؟
اما! اندکی صبر، سحر نزدیک است
نوشته شده در جمعه 1388/03/22  توسط رضا سالیانی
|
اکثر شعبه هایی که سر زدم، مشارکت مردم بیش از حد انتظارم بود. و مهم اینکه اکثریت حاضرین در محل هواداران موسوی بودند. از تبریز و تهران هم خبرهای خوشی می رسد. تمام شدن تعرفه های رای در کمتر از نیمی از ساعات رای گیری حکایت از دوم خردادی دیگر دارد. بی صبرانه منتظرم!
نوشته شده در جمعه 1388/03/22  توسط رضا سالیانی
|

