تبليغاتX
یار دبستانی

برای یکبار هم که شده مستقیم سراغ یقه ی دیگران نرویم. کمی به "خود"مان رجوع کنیم تا بلکه بر آنچه این سرزمین و ساکنین اش گرفتار آن شده اند فایق آییم. بیش از آنکه مغزها از این سرزمین فرار کنند و خطرناکتر و زیان آورتر از آن اعتماد و اطمینانی است که از میان ما ایرانیان رخت بر بسته. کمتر کسی را می توان یافت که جز خود به اطمینان خاطر با غیری معاشرت کند. همه، به یکدیگر شک داریم. فکر می کنیم همین نزدیکیها موعدش است که به سرمان کلاه بگذارند یا خیانت کنند. به زمین و زمان بد می گوییم! به مسئولین! به مدیران! به فروشندگان و مغازه داران! به ماشین سواران! به پیاده ها! به... به هر چیز و کسی که بتوان پیکان اتهام و تهمت را به سوی او نشانه گرفت. می توان به همه شک داشت اما فراموش نکنیم ما هم جزو این "همه" هستیم.

براستی بیاندیشیم اگر بی اعتمادی در میان ما ایرانیان که از داخل خانواده کوچکمان شروع و به ایران بزرگترمان گسترش می یابد با چنین شتاب دور از ذهنی پیش رود چه بر سر "خود"مان می آید.

نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/30  توسط رضا سالیانی  | 


تنها نباید روز عشق را به عاشق و معشوق کسر کرد. شاید سزاواری کسانی که قلب آنان چند مدتی است با حلاوت عشق بیگانه شده، بیشتر است. نه یک روز، بلکه هر روز! عشق را به آنان باید گوشزد کرد تا شاید عشق در وجودشان نخشکد.

همیشه عاشق باشید و پاینده.

نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/25  توسط رضا سالیانی  | 


راستی! تابحال به نشان راه آهن جمهوری اسلامی ایران دقت کرده اید. "نشان" موجودی که انسان در خلقت خود آنرا محکم به زمین بند کرده است ، دو بال دارد. به مفهوم اینکه می خواهد پرواز کند اما افسوس که این حرکت با ماهیت آن در تناقض است. شاید به همین خاطر است که گه گاهی این موجود عظیم الجثه از ریل خارج می شود.
با این حال گمان می کنم سرانجام تصویری که طراحان نشان راه آهن برای خود ساخته بودند با شرح حال بعضی از کارهای ما ایرانیان بی ارتباط نیست.

نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/11  توسط رضا سالیانی  | 


بعضی چیزها آنقدر واضح اند که دیگر جایی برای صحبت پیرامون آن باقی نمی ماند. مصاحبه ی رئیس جمهور در برنامه ویژه ی خبری ۲۲:۳۰ شبکه دوم سیما از این جمله است. صحبت های رد و بدل شده بین مجریان و محمود احمدی نژاد زاویه ی دید او را به مسایل مختلف کشور هویدا می ساخت. زاویه ای که در چارچوب تیترهای روزنامه ها گرفتار می آمد. با ادبیات تهدید نمی توان یک کشور را اداره کرد. من هم چون حیدری مجری این برنامه و چون بسیاری از علاقمندان ایران نسبت به آینده ی کشور نگرانم. اطمینان های او نمی تواند پاسخگوی واقعیت های موجود باشد. واقعیت هایی که گاه و بی گاه توسط یاران خود وی نیز بیان می شود. بی شک ثبات و امنیت کشور را نمی توان همچون موضوع گرانی گوجه فرنگی تفسیر کرد.

نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05  توسط رضا سالیانی  | 


امروز در حالیکه در بین وبلاگها پرسه می زدم با وبلاگ ابتکار سبز روبرو شدم. وبلاگ یکی از مدیران دولت اصلاحات. خیلی خوشحالم با افرادی هم رأی هستم که برای انسان ها و کرامت اونها ارزش واقعی قائل هستند. معصومه ابتکار رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست و منتخب کنونی مردم تهران در دوره ی سوم شورای شهر تهران یکی از این انسان های دوست داشتنی است. ابتکار با توانایی های خاص خودش بسیاری از دیوارهای فرا رو روی زنان ایرانی رو شکست. امیدوارم همیشه موفق باشه.   

نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01  توسط رضا سالیانی  |